loading...

???? ????? ????? ?? ??????

بازدید : 7
سه شنبه 5 اسفند 1404 زمان : 9:34

تجربۀ اینجانب از درس دادن ریاضی به اینگونه فرزندانی چیست؟ بابا و مادر‌ها دوست دارا‌هستند به طفل خویش یاری نمایند (بخوانید در اختیار گرفتن‌گر و پرفکشنیست می‌باشند) و لذا از کنار وی حرکت نمی خورند و به نوعی غیرمستقیم مشق‌های اورا جاری ساختن میدهند. تا اینکه فرزندشان وارد پایۀ هشتم می شود. از این محور به بعد از آن، درس ریاضی رفته‌رفته تخصصی‌خیس می شود و خیلی بابا و ماد‌رها از امداد (بخوانید تقلب) به نوباوه خویش گشوده می مانند و به طور طبیعیً هم اکنون که کلیه چیز را حاد کرده‌اند سراغ مدرس سری معلم خصوصی ریاضی در اصفهان می آیند.

نحوه درس دادن اینجانب این میباشد که یک نکته را توضیح میدهم و آن‌گاه یک سری سؤال بی آلایش از علم‌آموز می پرسم تا مطمئن نحس مقاله را عالی فهمیده میباشد. سپس یک نمونه حل میکنم و سپس هم یک نمونه را به وی واگذار میکنم. فیض: معمولاً علم‌آموز نمی‌تواند خودش مسأله را حل نماید. آنقدر همۀ امور را برایش ایفا داده‌اند که به هیچ وجهً بلد وجود ندارد خودش با دست‌هایش کاری را جاری ساختن دهد.

درس دادن ریاضی به اینگونه علم‌آموزهایی معمولاً هیچ سود‌ای ندارد. ریاضی ها تنها به اشخاصی روی خوش آرم میدهد که توان جاری ساختن جداگانه شغل های فکری را دارا هستند. اشخاصی که متعلق به کتاب حل تمرین یا این که والدین و یا این که استاد می‌باشند از جایی به آنگاه در ریاضی ها موفقیت متعددی به دست نخواهند آورد.

ریاضی ها حل صحیح هر مسأله یکی‌از دیگری وجود ندارد. بلکه حل غلط یک مسأله برای چنددفعه پشت سر هم و مجدد و مجدد سعی بر برطرف کردن خطاها میباشد.

کسی که به مدل خودش و با سرعت خاص خودش ریاضی ها را حافظه میگیرد. بایستی به وی مجال بدهیم تا در ذهن خودش مسائل را با به عبارتی مدل فکری خاص خویش حلاجی نماید و بعد از آن این اذن را به وی بدهیم که خطاها متعددی اعمال دهد تا سرنوشت روش صحیح را پیدا نماید.

هرگونه شماتت کردن، مقایسه کردن، سنجش توان براساس نمرۀ علم‌آموز و یا این که تلقین شتاب به وی خیانتی میباشد که او‌را از مقصود مهم که همانا رویش مهارت‌های حل مسأله و پندار استدلالی میباشد به دور می دارد.

در اختیار گرفتن‌گری و دخالت در تک تک کارها علم‌آموزان به جهت واهمه‌های درونی بابا و مادرهای پرفکشنیست که معمولاً وسواس فکری دارا‌هستند صورت می دهد.

هفت) تنبلی و عدم تصمیم به زحمت کشیدن
تنبلی یک عادت میباشد و خیر یک صفت. یعنی ما از کلمۀ «تنبل» برای تحقیر کسی به کار گیری نمی‌کنیم؛ بلکه یک عادت او‌را به وی گوشزد می کنیم. به عنوان مثالً هنگامی که به کسی می گوییم فست فود زیاد می خورد یا این که خیلی تلویزیون نگاه می‌نماید یا این که تحرک مقداری در طی روز دارااست، در واقع عادت مضری را به وی گوشزد می کنیم که در صورتیکه رخنه‌ نکند در آجل مبتلا خطاها متعددی گردد. دقیقاً مانند همین موقعیت، تنبلی هم یک عادت میباشد. درین خصوص یک مقالۀ کامل نوشته‌ام که سفارش میکنم به طبعً آن را تفحص بفرمایید:

تجربۀ اینجانب از درس دادن ریاضی به اینگونه فرزندانی چیست؟ بابا و مادر‌ها دوست دارا‌هستند به طفل خویش یاری نمایند (بخوانید در اختیار گرفتن‌گر و پرفکشنیست می‌باشند) و لذا از کنار وی حرکت نمی خورند و به نوعی غیرمستقیم مشق‌های اورا جاری ساختن میدهند. تا اینکه فرزندشان وارد پایۀ هشتم می شود. از این محور به بعد از آن، درس ریاضی رفته‌رفته تخصصی‌خیس می شود و خیلی بابا و ماد‌رها از امداد (بخوانید تقلب) به نوباوه خویش گشوده می مانند و به طور طبیعیً هم اکنون که کلیه چیز را حاد کرده‌اند سراغ مدرس سری معلم خصوصی ریاضی در اصفهان می آیند.

نحوه درس دادن اینجانب این میباشد که یک نکته را توضیح میدهم و آن‌گاه یک سری سؤال بی آلایش از علم‌آموز می پرسم تا مطمئن نحس مقاله را عالی فهمیده میباشد. سپس یک نمونه حل میکنم و سپس هم یک نمونه را به وی واگذار میکنم. فیض: معمولاً علم‌آموز نمی‌تواند خودش مسأله را حل نماید. آنقدر همۀ امور را برایش ایفا داده‌اند که به هیچ وجهً بلد وجود ندارد خودش با دست‌هایش کاری را جاری ساختن دهد.

درس دادن ریاضی به اینگونه علم‌آموزهایی معمولاً هیچ سود‌ای ندارد. ریاضی ها تنها به اشخاصی روی خوش آرم میدهد که توان جاری ساختن جداگانه شغل های فکری را دارا هستند. اشخاصی که متعلق به کتاب حل تمرین یا این که والدین و یا این که استاد می‌باشند از جایی به آنگاه در ریاضی ها موفقیت متعددی به دست نخواهند آورد.

ریاضی ها حل صحیح هر مسأله یکی‌از دیگری وجود ندارد. بلکه حل غلط یک مسأله برای چنددفعه پشت سر هم و مجدد و مجدد سعی بر برطرف کردن خطاها میباشد.

کسی که به مدل خودش و با سرعت خاص خودش ریاضی ها را حافظه میگیرد. بایستی به وی مجال بدهیم تا در ذهن خودش مسائل را با به عبارتی مدل فکری خاص خویش حلاجی نماید و بعد از آن این اذن را به وی بدهیم که خطاها متعددی اعمال دهد تا سرنوشت روش صحیح را پیدا نماید.

هرگونه شماتت کردن، مقایسه کردن، سنجش توان براساس نمرۀ علم‌آموز و یا این که تلقین شتاب به وی خیانتی میباشد که او‌را از مقصود مهم که همانا رویش مهارت‌های حل مسأله و پندار استدلالی میباشد به دور می دارد.

در اختیار گرفتن‌گری و دخالت در تک تک کارها علم‌آموزان به جهت واهمه‌های درونی بابا و مادرهای پرفکشنیست که معمولاً وسواس فکری دارا‌هستند صورت می دهد.

هفت) تنبلی و عدم تصمیم به زحمت کشیدن
تنبلی یک عادت میباشد و خیر یک صفت. یعنی ما از کلمۀ «تنبل» برای تحقیر کسی به کار گیری نمی‌کنیم؛ بلکه یک عادت او‌را به وی گوشزد می کنیم. به عنوان مثالً هنگامی که به کسی می گوییم فست فود زیاد می خورد یا این که خیلی تلویزیون نگاه می‌نماید یا این که تحرک مقداری در طی روز دارااست، در واقع عادت مضری را به وی گوشزد می کنیم که در صورتیکه رخنه‌ نکند در آجل مبتلا خطاها متعددی گردد. دقیقاً مانند همین موقعیت، تنبلی هم یک عادت میباشد. درین خصوص یک مقالۀ کامل نوشته‌ام که سفارش میکنم به طبعً آن را تفحص بفرمایید:

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 59
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 31
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 32
  • بازدید ماه : 32
  • بازدید سال : 422
  • بازدید کلی : 422
  • <
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی